معنی آراسته

آراسته
معادل ابجد

آراسته در معادل ابجد

آراسته
  • 667
حل جدول

آراسته در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

آراسته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آماده، بانظم، بسامان، جمیل، متحلی، مرتب، مزین، منتظم، منظم، نیکو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

آراسته در فرهنگ معین

  • (ص مف. ) مزیُن، زینت شده، منظّم، (ص. ) آماده، مهیّا، آهستگی، درنگ، آسایش، راحتی، خاموشی، سکوت، امن، امان، بستر، خوابگاه، جایگاه، مقام، جای خلوت، (ق. ) آهسته، به تأنی، اطمینان خاطر [خوانش: (تِ)]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

آراسته در لغت نامه دهخدا

  • آراسته. [ت َ / ت ِ] (ن مف) آموده. موده. پدرام. مزیّن. مجمل. مُحلی. حالی. حالیه. مُطرّز. مزخرف. بغازه و گلگونه کرده:
    گر زآنکه به پیراسته ٔ شهر برآئی
    پیراسته آراسته گردد ز رخانت.
    ابوشعیب.
    و بهر پانزده روزی اندر وی [اندرپریم قصبه ٔ قارن] روز بازار باشد و از همه ٔ این ناحیت مردان و کنیزکان و غلامان آراسته ببازار آیند و با یکدیگر مزاج کنند. (حدودالعالم).
    شبستان همه پیش باز آمدند
    بدیدار او [بزمساز] آمدند.
    شبستان بهشتی بد آراسته
    پر از خوبرویان و پر خواسته. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

آراسته در فرهنگ عمید

  • زینت‌داده‌شده،

    پاک‌سرشت: جوان آراسته،

    [قدیمی] مرتب، منظم،
فارسی به انگلیسی

آراسته در فارسی به انگلیسی

  • Chaste, Clean-Cut, Straight, Neat, Orderly, Prim, Regular, Serene, Shipshape, Smartly, Spick-And-Span, Trim. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

آراسته در نام های ایرانی

  • دخترانه، آن که دارای صفتهای خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

آراسته در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ پهلوی

آراسته در فرهنگ پهلوی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید