معنی مضطرب در فرهنگ سره

مضطرب

مضطرب

  • دلواپس، پریشان، سرآسیمه، آسیمه سر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مضطرب در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مضطرب (فرهنگ معین): (مُ طَ رِ) [ع.] (اِفا.) آشفته، پریشان.
  • مضطرب‌ (فارسی به انگلیسی): Agitated, Anguished, Anxious, Qualmish, Uneasy
  • مضطرب (لغت نامه دهخدا): مضطرب. [م ُ طَ رِ](ع ص) جنبنده و حرکت نماینده.(آنندراج). متحرک و مواج و جنبنده.(ناظم الاطباء): عرب غالباً این بحر در حالات حفیظت حروب و شرح مفاخر اسلاف و صفت رجولیت خویش و قوم خویش گویند و در این اوقات آواز مضطرب و حرکات سریع تواندبود و رجز در اصل لغت اضطراب و سرعت است.(المعجم چ دانشگاه ص 71). || دودل و تباه.(آنندراج)( ...ادامه مطلب...
  • مضطرب (فارسی به عربی): مضطرب
  • مضطرب (عربی به فارسی): ناراحت , مضطرب , پریشان خیال , بی ارام
  • مضطرب (فرهنگ عمید): دچار اضطراب،
    جنبنده، لرزان،
    آشفته،
  • مضطرب (کلمات بیگانه به فارسی): پریشان
  • مضطرب (حل جدول): دل نگران
  • مضطرب (مترادف و متضاد زبان فارسی): آشفته، بی‌آرام، بی‌تاب، بی‌قرار، پریشان‌حال، پریشان‌فکر، دچاراضطراب، دستخوش اضطراب، دلتنگ، دلواپس، سراسیمه، سرگردان، سرگشته، شوریده، غمناک، مشوش، ناآرام، ناراحت، نگران،
    (متضاد) آرام
  • مضطرب (فرهنگ فارسی هوشیار): جنبنده و حرکت نماینده، متحرک اضطراب
  • مضطرب (فرهنگ فارسی آزاد): مَضطَرِب، متحرک، در جنبش، تکان خورنده، موّاج (دریا)، مختل و پریشان (امور)، مُتَغَیِّر و منقلب، مرتکب، مُنضَجِر، زننده (ضارب)، در فارسی بیشتر به معنای آشفته، نگران و در تشویش مصطلح است،