معنی یگانه

یگانه
معادل ابجد

یگانه در معادل ابجد

یگانه
  • 86
حل جدول

یگانه در حل جدول

فرهنگ معین

یگانه در فرهنگ معین

  • (یَ نِ) (ص مر.) فرد، تنها.
لغت نامه دهخدا

یگانه در لغت نامه دهخدا

  • یگانه. [ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ] (ص نسبی) واحد. فرد. یکتا. || بی نظیر. ممتاز. بی مانند:
    بود مرا خانه ٔ نخست و دوم خوب
    نیست سوم خانه خوب گرچه یگانه است.
    خاقانی.
    - یگانه ٔ روزگار (روی زمین)، بی نظیر. بی همتا. که در جهان مانند ندارد: این مرد در همه ٔ انواع هنر یگانه ٔ روزگار بود خصوص در مجلس ذکر و فصاحت. (تاریخ بیهقی). امیر گفت دریغ احمد یگانه ٔ روزگار بود. (تاریخ بیهقی). این امیر ناصر درجمله ٔ خصال بی قرین بود و یگانه ٔ روی زمین. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یگانه در فرهنگ عمید

  • تنها،

    یکتا، بی‌همتا، بی‌مثل و مانند،
فارسی به انگلیسی

یگانه در فارسی به انگلیسی

  • One, Individual, Lone, Only, Peculiar, Single, Singular, Sole, Solitary, Sui Generis, Unique, United. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

یگانه در فارسی به عربی

  • فرید، فقط، نعل، واحد
نام های ایرانی

یگانه در نام های ایرانی

  • دخترانه، بی نظیر، بی مانند، صمیمی، همدل، یکرنگ، بی همتا، بی نظیر، تنها و منحصر به فرد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

یگانه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) واحد فرد یکتا، بی نظیر بی مانند. یا یگانه روزگار. بی نظیر بی همتا. که در جهان مانند ندارد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ پهلوی

یگانه در فرهنگ پهلوی

واژه پیشنهادی

یگانه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید