معنی یاکند

یاکند
معادل ابجد

یاکند در معادل ابجد

یاکند
  • 85
حل جدول

یاکند در حل جدول

فرهنگ معین

یاکند در فرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یاکند در لغت نامه دهخدا

  • یاکند. [ک َ] (اِ) یاقوت. (آنندراج). سنگ قیمتی، این لفظ را تازیان تازیکانیده [یعنی معرب ساخته] یاقوت گفته اند. (ناظم الاطباء):
    کجا تو باشی گردند بیخبر خوبان
    جَمَست را چه خطر هرکجا بود یاکند.
    شاکر بخارایی (از آنندراج).
    پندی دهمت که باشد آن پند
    بهتر ز هزار لعل یاکند.
    حکیم طرطری (از جهانگیری).
    حقه ٔ یاکند پر از کسپرچ
    گر بندیدی لب و دندانش بین.
    رضی الدین لالای غزنوی.
    و رجوع به یاقوت شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یاکند در فرهنگ عمید

  • یاقوت: کجا تو باشی گردند بی‌خطر خوبان / جمست را چه خطر هر کجا بُوَد یاکند (شاکر بخاری: شاعران بی‌دیوان: ۴۶)،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

یاکند در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ پهلوی

یاکند در فرهنگ پهلوی

  • دختر اسپهبد داد هرمز در زمان ساسانی
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید