معنی یا

یا
معادل ابجد

یا در معادل ابجد

یا
  • 11
حل جدول

یا در حل جدول

  • بله آلمانی
  • تصدیق آلمانی
  • حرف انتخاب
  • حرف تردید
  • حرف گزینش
  • تصدیق آلمانی، حرف انتخاب، حرف گزینش، حرف ندا، حرف تردید
مترادف و متضاد زبان فارسی

یا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • الا، ای، ایا، هان، های، اگر، خواه
فرهنگ معین

یا در فرهنگ معین

  • [ع.] (حر.) حرف ندا به معنای «ای »، «ایا».
  • (حر رب. ) به معنای ذیل آید: الف - ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می رساند. ب - حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

یا در لغت نامه دهخدا

  • یا. (حرف ربط) حرف ربط است. صاحب غیاث اللغات و آنندراج آرند: در فارسی از حروف عاطفه است و افاده ٔ معنی تردید کند و از شأن اوست که بر معطوف علیه و معطوف هر دو آید در این صورت مدخول یکی منفی و مدخول دیگری مثبت باشد مثلاًیا مردی یا نامردی. یا مرد باش یا در پی مرد باش.
    یا مکن با پیلبانان دوستی
    یا بنا کن خانه ای درخورد پیل.
    سعدی.
    و صاحب آنندراج آرد: و گاهی واو عاطفه نیز با او جمع شود خصوصاً دراشعار قدما و در عربی برای ندا آید - انتهی:
    یا دوائی درد بیماری بکن
    یا دکان برچین و عطاری مکن. توضیح بیشتر ...
  • یا. (اِ) به معنی یاد آوردن بود. (اوبهی). در برخی مآخذ «یا» را مخفف «یاد» آورده اند و ظاهراً نظر به فرهنگ اسدی و شاهد آن از رودکی داشته اند که گفته است:
    یا، یاد بود. رودکی گوید:
    یا آری و دانی که توئی زیرک و نادان [کذا]
    ور یاد نداری تو سکالش کن و یادآر.
    (لغت فرس اسدی ص 17).
    در حالی که ممکن است «یا» را در مصراع اول شعر رودکی «یاد» نیز خواند و گفت: یاد آری و دانی. الخ. توضیح بیشتر ...
  • یا. (اِ) گوشه ٔ کمان. (کشف اللغات) (آنندراج). یاء. رجوع به یاء شود. توضیح بیشتر ...
  • یا. (ع حرف ندا) حرف ندا برای دور است حقیقه یا حکماً و برای ندای نزدیک باشد و گفته اند مشترک است میان دور و نزدیک و گفته اند برای بین دور و نزدیک و متوسط است. و یا از همه ٔ حروف ندا بیشتر استعمال شود و به همین سبب هنگام حذف بجز خود یا چیز دیگری مقدر نشود مانند: یوسف اعرض عن هذا، که تقدیر آن یا یوسف است. و نام خدای تعالی و مستغاث و ایها و ایتها جز به (یا) منادی نشود و مندوب به یا و واو هردو ندا شود هرگاه یا در اول کلماتی بیاید که منادی واقع نشوند چون فعل در «الا یا اسجدوا » و «و الا یا اسقیانی » و حرف در «یالیتنی کنت معهم » و «یارب کاسیهفی الدنیا عاریه یوم القیمه و جمله ٔ اسمیه مانند:
    «یالعنه اﷲ والاقوام کلهم »
    والصالحین علی سمعان من جار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یا در فرهنگ عمید

  • نشانۀ برابری یا تقابل دو یا چند چیز و امکان انتخاب یکی از آن‌ها: یا این یا آن، یا مرگ یا نجات، یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه / یا چو مردانْت مرگ رویا‌روی (حنظلۀ بادغیسی: شاعران بی‌دیوان: ۴)،. توضیح بیشتر ...
  • نام حرف «ی»،
    * یای مجهول: واجی که به‌صورت e به کار می‌رفته و امروزه در لهجۀ رسمی به‌کلی از بین رفته است،
    * یای معروف: واجی که به‌صورت i و به‌صورت کامل ادا می‌شود: بیخ، تیر، پیش، ریش،. توضیح بیشتر ...
  • برای فراخواندن کسی به کار می‌رود،
    برای طلب کمک از کسی به کار می‌رود. δ گاهی بعد از حرف الا می‌آید: اَلا یا خیمگی خیمه فروهل / که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل (منوچهری: ۶۵)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

یا در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

یا در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

یا در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی آزاد

یا در فرهنگ فارسی آزاد

  • یا، ای، حرف ندا که منادی را مرفوع و منادای مضاف را منصوب می سازد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

یا در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید