معنی گمنام

گمنام
معادل ابجد

گمنام در معادل ابجد

گمنام
  • 151
حل جدول

گمنام در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گمنام در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خامل، بی‌نام‌ونشان، غیرمعروف، مجهول، مجهول‌الهویه، ناشناخته، ناشناس،
    (متضاد) سرشناس، مشهور. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

گمنام در فرهنگ معین

  • (~.) (ص مر.) بی نام و نشان، خامل.
لغت نامه دهخدا

گمنام در لغت نامه دهخدا

  • گمنام. [گ ُ] (ص مرکب) بی نام و نشان. (آنندراج). بی نام. خامل. خامل ذکر. خامد. قَبور. (منتهی الارب):
    نیمه شب پنهان بکوی دوست گمنامان شوند
    شهره نامان را مسلم نیست پنهان آمدن.
    خاقانی (دیوان چ سجادی ص 652).
    || بی سر و پا. || (اِ) علتی است که اسبان را میشود. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • گمنام. [گ ُ] (اِخ) دهی است از دهستان یعقوب وند پاپی بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد که در 47هزارگزی شمال حسینیه و 45هزارگزی خاور راه شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش 100 تن است. آب آن از چشمه و محصولاتش غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش بافی و راه آن مالرو میباشد. ساکنین از طایفه ٔ یعقوب وندپاپی بوده که برای تعلیف احشام به ییلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گمنام در فرهنگ عمید

  • ناشناس،

    بی‌نام‌و‌نشان،

    [مجاز] کسی که معروف و مشهور نیست،
فارسی به انگلیسی

گمنام در فارسی به انگلیسی

  • Anonymous, Faceless, Obscure, Unheard-Of, Unknown
فارسی به عربی

گمنام در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

گمنام در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

گمنام در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید