معنی گسترش

گسترش
معادل ابجد

گسترش در معادل ابجد

گسترش
  • 980
حل جدول

گسترش در حل جدول

  • لطفا شماره مجله و صفحه
مترادف و متضاد زبان فارسی

گسترش در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انبساط، بسط، تعریض، توسعه، سعه، وسعت
فرهنگ معین

گسترش در فرهنگ معین

  • گستردگی، پهن شدگی، فرش، هر چیز گستردنی، رواج، توسعه، بسط. [خوانش: (گُ تَ رِ) (اِمص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

گسترش در لغت نامه دهخدا

  • گسترش. [گ ُت َ رِ] (اِمص) (از: گستر + ش، پسوند اسم مصدر). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). عمل ِ گسترده. || (اِ) هر چیز را که توان پهن کرد از دام و بساط و فرش و امثال آن. (برهان) (آنندراج). فرش:
    بارگاهی بدو نمود بلند
    گسترش های بارگاه پرند.
    نظامی.
    || پوشش:
    ز سنجاب و قاقم ز موی سمور
    هم از گسترش ها ز کیمال و بور.
    فردوسی.
    || هر چیز را که توان فروچید. (برهان) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گسترش در فرهنگ عمید

  • گستردگی، پهن‌شدگی،

    (اسم) [قدیمی] فرش و هرچیز گستردنی،
فارسی به انگلیسی

گسترش در فارسی به انگلیسی

  • Amplitude, Area, Breadth, Circle, Development, Diffusion, Dimension, Enlargement, Expansion, Extension, Range, Reach, Spread, Stretch, Width. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

گسترش در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

گسترش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • هر چیز را که توان پهن کرد از دام و بساط و فرش و امثال آن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه