معنی گستردن

گستردن
معادل ابجد

گستردن در معادل ابجد

گستردن
  • 734
حل جدول

گستردن در حل جدول

فرهنگ معین

گستردن در فرهنگ معین

  • پهن کردن، باز کردن، پخش کردن، انتشار دادن، رواج دادن، متداول کردن. [خوانش: (گُ تَ دَ) (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

گستردن در لغت نامه دهخدا

  • گستردن. [گ ُ ت َ دَ] (مص) (از: گستر + دن، پسوند مصدری) گستر، قیاس شود با بستر. هندی باستانی ستر + وی (پهن کردن)، پهلوی وسترتن (پهن کردن). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). پهن کردن. (برهان) (غیاث) (آنندراج). باز کردن. (صحاح الفرس). منتشر کردن: تفریش، بال گستردن مرغ. (منتهی الارب). افراش. (تاج المصادر بیهقی). صف، گستردن مرغ هر دو بازو را. دحی، گستردن چیزی را. مَد. (منتهی الارب). تَمهید. (منتهی الارب) (دهار). مَهد. طَحو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گستردن در فرهنگ عمید

  • پهن‌کردن،
    پهن‌ کردن فرش یا بساط در روی زمین،
    [مجاز] رواج دادن، متداول کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گستردن در فارسی به انگلیسی

  • Broaden, Expand, Extend, Spread, Stretch, Unfurl
فارسی به ترکی

گستردن در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

گستردن در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

گستردن در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید