معنی گروس

گروس
معادل ابجد

گروس در معادل ابجد

گروس
  • 286
حل جدول

گروس در حل جدول

  • نام قدیم بیجار
فرهنگ معین

گروس در فرهنگ معین

  • (گُ) (اِ.) موی پیچه. موی باف زنان.
  • (~.) (اِ.) چرک جامه و بدن، ریم.
لغت نامه دهخدا

گروس در لغت نامه دهخدا

  • گروس. [گ ُ] (اِ) موی پیچه و موی باف زنان. (برهان) (آنندراج):
    چو آورد چرخ از ستاره سپاه
    شب قیرگون شد گروس سیاه.
    اسدی.
    (در گرشاسب نامه ٔ اسدی چ حبیب یغمایی بصورت «گروس » آمده. رجوع به فهرست آن کتاب ص 491شود). رجوع به کرس شود. || چرک و ریم جامه و بدن. (برهان) (آنندراج). رجوع به کرس شود. || گرسنگی. (برهان) (آنندراج). مخفف آن گرس است. توضیح بیشتر ...
  • گروس. [گ َ] (اِخ) از نام طایفه ٔ گادوز یا کادوس که در آن محل رحل اقامت انداختند و اسم خود را به این ناحیه دادند گرفته شده و کادوس کم کم گروس شده. (التدوین فی احوال جبال شروین). توضیح بیشتر ...
  • گروس. [گ َ] (اِخ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در 15000گزی جنوب خاور صحنه و 8000گزی جنوب شوسه ٔ کرمانشاه به همدان. هوای آن معتدل، دارای 300 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ گاماسیاب تأمین میشود. محصول آن غلات، تریاک و حبوبات و توتون، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. امامزاده ای دارد. در دو محل بفاصله ٔ دو هزارگزی واقع به علیا و سفلی مشهور، سکنه ٔ علیا 150 تن است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • گروس. [گ َ ر ر] (اِخ) دهی است از دهستان رودقات بخش مرکزی شهرستان مرند، واقع در 26 هزارگزی جنوب خاوری مرند و 4 هزارگزی شوسه و خط آهن مرند به تبریز. هوای آن جلگه معتدل و دارای 693 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • گروس. [گ َرْ رو] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در 57 هزارگزی جنوب باختر قره آغاج و23هزاروپانصدگزی جنوب باختری شوسه ٔ مراغه به میانه. هوای آن معتدل و دارای 350 تن سکنه است. آب آنجا ازرودخانه ٔ جیران تأمین میشود. محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت، صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
  • گروس. [گ َرْ رو] (اِخ) به احمدآباد معروف است. و احمدآباد از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد رجوع شود. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گروس در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

گروس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • به آرش ستبرا، رمن (مجموع)، نا ویژه
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید