معنی گاله

گاله
معادل ابجد

گاله در معادل ابجد

گاله
  • 56
حل جدول

گاله در حل جدول

فرهنگ معین

گاله در فرهنگ معین

  • (لَ یا لِ) (ص.) دور؛ مق. نزدیک.
  • (~.) (اِ.) غایط.
  • (~.) (پس.) پسوند دال بر تصغیر است: پر گاله.
  • کیسه بزرگ جوال، پنبه زده شده که آماده ریسیدن باشد. [خوانش: (لِ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

گاله در لغت نامه دهخدا

  • گاله. [ل َ / ل ِ] (ص) دور که در مقابل نزدیک باشد. (برهان). رجوع به گالیدن شود. || (اِ) جوال دو سویه که بر پشت خر و دیگر ستور گسترند و در هر دو جوال خاک و کوت و سنگ و یا سبزی و میوه بار کنند. خور که از میان بر پشت خر و جز آن دو تا شود نیمی بیک سو و نیم بسوی دیگر افتد و در آن سبزی یا خیار یا گرمک و هندوانه و خربزه کنند. خورجین سخت بزرگ. و رجوع به جوال و باله شود:
    چو آن تخت و آن گاله ٔ ساوه شاه
    به دست آمدت برنهادی کلاه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گاله در فرهنگ عمید

  • جوال، تاچه،

    غنده و گلولۀ پنبه،
فارسی به انگلیسی

گاله در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

گاله در گویش مازندرانی

  • گلوله، توده، بسته ی کلاف شده
  • نوعی علف هرز که جهت پوشش گیاهی بام مورداستفاده قرار گیرد...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید