معنی کوفیه

کوفیه
معادل ابجد

کوفیه در معادل ابجد

کوفیه
  • 121
حل جدول

کوفیه در حل جدول

  • روسری چهارگوشی که مردان عرب با آن سر خود را می‌پوشانند
  • روسری چهار گوشی که مردان عرب با آن سر خود را می پوشانند
فرهنگ معین

کوفیه در فرهنگ معین

  • (یَّ) [ع. کوفیه] (اِ. ) دستار چهار - گوشه ای که مردان عرب روی سر خود می - اندازند و رشته ای مخصوص هم روی آن بر سر می گذارند که عقال نامیده می شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کوفیه در لغت نامه دهخدا

  • کوفیه. [فی ی َ / ی ِ] (ص نسبی) مؤنث کوفی. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کوفی شود. || (اِ) دستار چهارگوشه که مردان عرب بر سر خود نهند و عقال را بر سر آن اندازند. (فرهنگ فارسی معین). چیزی است که تازیان بر سر نهند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چارقدی از کتان یا ابریشم یا گلابتون که آن را از میان چنان بر سر گذارند که دو گوشه ٔ آن بر دوش و دو گوشه ٔ دیگر بر پیشانی افتد. (دزی ج 2 ص 500). دزی در فرهنگ البسه ٔ مسلمانان آرد: کوفیه چارقد مربعشکلی است که به سر می کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کوفیه در فرهنگ عمید

  • دستار چهارگوشه‌ای که مردان عرب روی سر خود می‌اندازند و بند مخصوصی بر آن قرار می‌دهند، چپیه،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

کوفیه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چپیه ‎ (صفت) مونث کوفی، (اسم) دستار چهار گوشه ای که مردان عرب بر سر خود نهند و عقال را بر سر آن اندازند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید