معنی کفگیر

کفگیر
معادل ابجد

کفگیر در معادل ابجد

کفگیر
  • 330
حل جدول

کفگیر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کفگیر در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

کفگیر در فرهنگ معین

  • (کَ) (اِ. ) قاشق بزرگ سوراخ دار که به کمک آن کف روی غذا را می گیرند یا با آن غذا را می کشند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کفگیر در لغت نامه دهخدا

  • کفگیر. [ک َ] (نف مرکب، اِ مرکب) چمچه ٔ سوراخ داری که بدان کف چیزی را گیرند. کفک گیر. کفچه. (ناظم الاطباء). یکی از آلات مطبخ با سوراخهای کوچک و دسته دار که کف دیگ را بدان گیرند و پلو را با آن به ظرفها کشند. کف زن. کف زنه. کفچلیز. کپچلاز. کفلیز. مرغات. مغرفه. مقدح. مطفحه، مذویه. مذنب. (یادداشت مؤلف):
    گردون کاسه چشم چو کفگیر جمله چشم
    نظاره روی زنده دلان کفن درش.
    خاقانی.
    دستت همه عظم همچوملعق
    جانی همه رخنه همچو کفگیر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کفگیر در فرهنگ عمید

  • آلتی سوراخ‌سوراخ و دسته‌دار برای گرفتن کف روی پختنی‌ها یا ظرف کردن غذا، کفچه، کفلیز، کفچلیز، کفچلیزک، کفچلیزه،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کفگیر در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

کفگیر در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

کفگیر در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

کفگیر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • یک آلت مطبخ با سوراخ های کوچک و دسته دار که کف دیگ را بدان گیرند و پلو را به ظرف کشند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه