معنی کشمش

کشمش
معادل ابجد

کشمش در معادل ابجد

کشمش
  • 660
حل جدول

کشمش در حل جدول

فرهنگ معین

کشمش در فرهنگ معین

  • (کِ مِ) (اِ.) دانه های خشک شده میوه انگور.
لغت نامه دهخدا

کشمش در لغت نامه دهخدا

  • کشمش. [ک ِ م ِ] (اِ) انگور خشک کرده. سکج. مویز. میویز. مامیچ. میمیز. قِسمِش. (یادداشت مؤلف). هو زبیب صغیر لانوی له. (ابن بیطار). اسم فارسی زبیب بی دانه است و مویز نیز گویند و بهترین او سبز مالیده است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن). نوعی از مویز بی دانه. (ناظم الاطباء): چندین خروارمغز بادام و ترانگبین و کشمش همه بر اشتران بار کرده. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی). بیشترین انگور آنجا [نیریز] کشمش باشد. (از فارسنامه ٔ ابن بلخی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کشمش در فرهنگ عمید

  • انگور خشک‌شده،
فارسی به انگلیسی

کشمش در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

کشمش در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

کشمش در فارسی به عربی

تعبیر خواب

کشمش در تعبیر خواب


  • اگر بیند کشمش داشت و بخورد، دلیل است به قدر آن منفعت بیند. اگر بیند کشمش به کسی داد، دلیل است راحتی به وی رساند.
    - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...

  • اگر درخواب بیند کشمش به خروار درخانه بود، دلیل است مال تمام حاصل نماید. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...

  • دیدن کشمش درخواب بر سه وجه است.

    اول: منفعت.

    دوم: مال حلال.

    سوم: کسب و معیشت. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...

  • کشمش: دعوا در همسایگی

    یوسف نبی علیه السلام گوید:

    دیدن میوه هائی خشک چون مویزو کشمش و مانند آن نیکوئی باشددوستان در حق او گویند - لوک اویتنهاو. توضیح بیشتر ...
کالری خوراکی ها

کشمش در کالری خوراکی ها

عربی به فارسی

کشمش در عربی به فارسی

  • کشمش بیدانه , مویز
فرهنگ فارسی هوشیار

کشمش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • انگور خشک کرده، مویز
فارسی به ایتالیایی

کشمش در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه