معنی کرشمه

کرشمه
معادل ابجد

کرشمه در معادل ابجد

کرشمه
  • 565
حل جدول

کرشمه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کرشمه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دلربایی، شیوه، طنازی، عشوه، غمزه، غنج، ناز
فرهنگ معین

کرشمه در فرهنگ معین

  • (کِ رِ مِ) (اِ. ) = کرشم. گرشم. گرشمه: غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کرشمه در لغت نامه دهخدا

  • کرشمه. [ک ِ رِ م َ / م ِ] (اِ) ناز و غمزه. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عشوه. شکنه. برزم. (ناظم الاطباء). غَنج. غُنج. غُنُج. (منتهی الارب). دلال. (یادداشت مؤلف):
    ناز اگر خوب را سزاست بشرط
    نسزد جز تراکرشمه و ناز.
    رودکی.
    گه خرامش چون لعبتی کرشمه کنان
    بهر خرامش از او صدهزار غنج و دلال.
    فرخی.
    بینی آن چشم پر کرشمه و ناز
    که بدان چشم هیچ دلبر نیست.
    عنصری.
    گرچه به دست کرشمه ٔ تو اسیرم
    از سر کوی تو پای بازنگیرم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کرشمه در فرهنگ عمید

  • ناز،
    اشاره با چشم و ابرو، غمزه،
    حرکات دل‌انگیز چشم و ابروی زیبا‌رویان،
    (موسیقی) گوشه‌ای در دستگاه‌های ماهور، نوا، همایون، سه‌گاه، چهارگاه، و راست‌پنج‌گاه،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کرشمه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

کرشمه در فارسی به ترکی

نام های ایرانی

کرشمه در نام های ایرانی

  • دخترانه، ناز، عشوه، غمزه
فرهنگ فارسی هوشیار

کرشمه در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

کرشمه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید