معنی کاهش

کاهش
معادل ابجد

کاهش در معادل ابجد

کاهش
  • 326
حل جدول

کاهش در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کاهش در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • افت، تخفیف، تفریق، تقلیل، کاست، کاستی، کسر، نقص، نقصان،
    (متضاد) افزایش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

کاهش در فرهنگ معین

  • (هِ) (اِمص.) کاستی، نقصان، کاستن.
لغت نامه دهخدا

کاهش در لغت نامه دهخدا

  • کاهش. [هَِ] (اِمص) (از: کاه، ریشه ٔ کاهیدن = کاستن + ش اسم مصدر). (از حاشیه ٔ برهان چ معین). کم شدن و نقصان پذیرفتن. (برهان). کمی. مقابل افزایش:
    چو افزون کنی کاهش افزون بود
    ز سستی دل مرد پرخون بود.
    فردوسی.
    بدو گفت رستم کزین گفتگوی
    چه آید مگر کاهش آبروی.
    فردوسی.
    کوه اگر گوید من راه خلافش سپرم
    لرزش باد بدو درفتدو کاهش کاه.
    فرخی سیستانی.
    از کاهش و نیستی بیندیش
    امروز که هستی و فزایی.
    ناصرخسرو.
    هیچ افتدت امشب که برافتاد گی من
    رحم آری و بر کاهش جانم نفزایی ؟
    خاقانی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کاهش در فرهنگ عمید

  • کمی‌، کم‌شدگی،
فارسی به انگلیسی

کاهش در فارسی به انگلیسی

  • Abatement, Alleviation, Allowance, Cut, Decline, Decrease, Depletion, Diminution, Drop, Drop-Off, Fall, Lapse, Loss, Mitigation, Reduction, Relief, Remission, Retrenchment, Slowdown, Slump, Step-Down, Subtraction. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

کاهش در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

کاهش در فارسی به عربی

  • استخفاف، اهدا، تخفیض، خصم، نقصان، هبوط، هدوء
فرهنگ فارسی هوشیار

کاهش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • کم شدن و نقصان پذیرفتن
فارسی به ایتالیایی

کاهش در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

کاهش در فارسی به آلمانی

  • Abnehmen, Nachlassen [noun], Vermindern, Verringern
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه