معنی کالا

کالا
معادل ابجد

کالا در معادل ابجد

کالا
  • 52
حل جدول

کالا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کالا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اروس، تنخواه، جنس، قماش، مال، مال‌التجاره، متاع، فرآورده، محصول، اسباب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

کالا در فرهنگ معین

  • (اِ.) اسباب، متاع.
لغت نامه دهخدا

کالا در لغت نامه دهخدا

  • کالا. (اِ) کالای. رخت و رخوت. (برهان). اسباب. (برهان) (غیاث). اسباب خانه. اثاث البیت. (غیاث) (مهذب الاسماء). دربای است خانه و مردم. مَحاش. (منتهی الارب). سامان و اثاثه. اثاث. (دستوراللغه). سِلعه. (منتهی الارب). اَخریان. (برهان). کالای خانه: بباید گفت تا رعیت آهسته فرونشینند و هر گروهی بجای خویش باشند. و اندیشه ٔ خوازها و کالای خویش میدارند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 292). و بیشتر طمع آن کالا و نعمت را که با وی بود چون بدو نزدیک شدند خواست که پسر خویش را بکشد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کالا در فرهنگ عمید

  • (اقتصاد) متاع، مال‌التجاره،
    [قدیمی] مال،
    [قدیمی] مجموع مهره‌های شطرنج،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کالا در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

کالا در فارسی به عربی

  • بضاعه، سلعه، قطعه، ماده، مرور، مقاله
گویش مازندرانی

کالا در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

کالا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • اسباب خانه، اثاث، کالای خانه، مال التجاره
فارسی به ایتالیایی

کالا در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

کالا در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید