معنی کاز

کاز
معادل ابجد

کاز در معادل ابجد

کاز
  • 28
حل جدول

کاز در حل جدول

  • آغل کوهی
  • خانه ای که از چوب و نی و علف سازند
فرهنگ معین

کاز در فرهنگ معین

  • جایی که در کوه و بیابان یا در زیرزمین کنده باشند برای جا دادن گوسفندان، صومعه. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کاز در لغت نامه دهخدا

  • کاز. (اِ) کازه. (جهانگیری). زمین کنده که چهارپایان را آنجا کنند. (فرهنگ اسدی نخجوانی). موضعی باشد که در کوه و بیابان برکنند تا بشب مردم و چهارپایان در آنجا باشند. (صحاح الفرس). جای بر زمین فروکنده در بیابانها و کوهها که بشب چهارپایان اندر آن کنند و کاروان نیز در رود و به تازی آن را مغاره گویند. (تحفه الاحباب حافظ اوبهی). خانه ای را گویند که از چوب و نی و علف و مانند خانه ای که مزارعان و پالیزبانان بر کنار زراعت و پالیز سازند. توضیح بیشتر ...
  • کاز. (ع اِ) چوخط. || نوک پیکان که از آن ریسمانی گذرانند. (دزی ج 2 ص 435). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کاز در فرهنگ عمید

  • سیلی یا پس‌گردنی،
    جای کنده‌شده در کوه یا بیابان برای اقامت مسافران یا چهارپایان: شهریاری که خلافش طلبد زود افتد / از سمن‌زار به خارستان وز کاخ به کاز (فرخی: ۲۰۳)،
    سقف،. توضیح بیشتر ...
  • (زیست‌شناسی) صنوبر،
    ستونی که از تنۀ صنوبر درست می‌کنند: یکی چادری جوی پهن و دراز / بیاویز چادر به بالای کاز (ازرقی: لغت‌نامه: کاز)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کاز در فارسی به انگلیسی

ترکی به فارسی

کاز در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

کاز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) محلی کنده در کوه یا بیابان که برای بیتوته مردم و چار پایان اختصاص دهند مغاره: } شهریاری که خلافش طلبد زود افتد از سمن زار بخارستان وز کاخ بکاز ‎. { (فرخی)، خانه ای که از چوب و نی و علف سازند مانند خانه ای که دهقانان و پالیز بانان بر کنار زراعت و پالیز سازند، شاخه هایی باشد از درخت که صیادان کهنه و لته و چیزها بر آن آویزند و بر یک طرف دام در زمین نصب کنند تا جانوران از آن برمند و بجانب دام و دانه آیند، ریسمانی که بر آن نشینند و در هوا آیند و روند تاب باد پیچ ارجوحه. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید