معنی چشیدن

چشیدن
معادل ابجد

چشیدن در معادل ابجد

چشیدن
  • 367
حل جدول

چشیدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

چشیدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خوردن، مزه کردن، مزیدن، ذوق، چشش، آزمودن، تجربه کردن، احساس کردن، درک کردن، دریافتن، لمس کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

چشیدن در فرهنگ معین

  • مزه کردن، احساس کردن. [خوانش: (چَ یا چِ دَ) (مص م.)]
لغت نامه دهخدا

چشیدن در لغت نامه دهخدا

  • چشیدن. [چ َ / چ ِ دَ] (مص) اندک چیزی خوردن برای استعلام لذت و مزه ٔ آن. (آنندراج). مزه کردن و احساس مزه و طعم نمودن. (ناظم الاطباء). از چیزی اندک خوردن. (فرهنگ نظام). امتحان کردن طعم و مزه ٔ مأکولات و مشروبات. چاشنی کردن و چاشنی گرفتن. آگاهی از طعم چیزی یافتن بوسیله ٔ زبان. اندک مایه از طعام یا شرابی خوردن برای پی بردن به مزه ٔ آن. تَطَعﱡم. تَذَوﱡق ْ. تَلَمﱡطْ. تَغَذﱡم ْ. عَسَل. تَلَمﱡک. لَوس. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

چشیدن در فرهنگ عمید

  • خوردن مقدار کمی از چیزی برای پی بردن به مزۀ آن، اندکی از یک چیز خوردنی در دهان گذاشتن، مزه کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

چشیدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

چشیدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

چشیدن در فارسی به عربی

  • تجربه، رشفه، مذاق، هبه
فرهنگ فارسی هوشیار

چشیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مزه کردن و احساس مزه طعم نمودن
فارسی به ایتالیایی

چشیدن در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

چشیدن در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید