معنی چشته

چشته
معادل ابجد

چشته در معادل ابجد

چشته
  • 708
حل جدول

چشته در حل جدول

  • مقدار کمی غذا در حد چشیدن
مترادف و متضاد زبان فارسی

چشته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • طعمه، نواله، چاشنی، مزه، چاشت
فرهنگ معین

چشته در فرهنگ معین

  • چاشت، طعمه. [خوانش: (چَ یاچِ تِ) (اِمر.)]
لغت نامه دهخدا

چشته در لغت نامه دهخدا

  • چشته. [چ َ / چ ِ ت َ / ت ِ] (اِ) مخفف چاشته است که طعمه و طعام اندک باشد. (برهان). مخفف چاشته است. (انجمن آرا). بمعنی طعام چاشت باشد و بعد از آن تخفیف نموده بمعنی مأخوذ استعمال کرده باشند. (آنندراج). طعام اندک و طعمه و چاشت. (ناظم الاطباء). غذایی که به حیوانات به خصوص درندگان میدهند، که درتکلم طعمه است. (فرهنگ نظام). طعمه. نواله: و چون سلیمان به اسد رسید مصاف داده همی آمدند تا بساری دیالم و سادات چون شیر که به چشته رود پیشباز شدند و بسیاری را کشته و هزیمت کرده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

چشته در فرهنگ عمید

  • طعمه‌ای که به حیوانات می‌دهند،
فارسی به انگلیسی

چشته در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

چشته در گویش مازندرانی

  • طعمه
  • عادتتوقع بی جا و غیرمتعارف، طمع
فرهنگ فارسی هوشیار

چشته در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) چاشت، طعمه نواله، غذایی که بحیوانات (ماهیان جانوران درنده و غیره) دهند، چاشنی مزه، کمی از گوشت که بمرغان شکاری دهند تا آنها را حریصص بشکار کنند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید