معنی چاروادار

چاروادار
معادل ابجد

چاروادار در معادل ابجد

چاروادار
  • 416
حل جدول

چاروادار در حل جدول

  • کسی که با اسب و قاطر مسافر و بار حمل می‌کند
  • کرایه‌دهنده ستور، ستوردار
  • کسی که با اسب و قاطر مسافر و بار حمل می کند، کرایه دهنده ستور، ستور دار. توضیح بیشتر ...
مترادف و متضاد زبان فارسی

چاروادار در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

چاروادار در فرهنگ معین

  • (ص فا. ) کسی که حیوانات بارکش را می راند یا با آن ها باربری کند. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

چاروادار در لغت نامه دهخدا

  • چاروادار. [چارْ] (نف مرکب) مکاری. مکری. آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. کسی که اسب والاغ و قاطر برای بردن بار و مسافر کرایه دهد. خرکچی. قاطرچی. ستوربان. شخصی که چند الاغ یا اسب و قاطر دارد که بوسیله ٔ آن ها مسافران را از محلی بمحلی میبرد یا بار و مال التجاره حمل میکندو از این بابت وجهی میگیرد و امرار معاش مینماید.
    - امثال:
    وای بوقتی که چاروادار راهدار شود:
    ریکاکه چاروادار نیه من ورا سرای نشمه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

چاروادار در فرهنگ عمید

  • کسی که حیوانات بارکش را می‌راند یا با آن‌ها باربری می‌کند، چهارپادار،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

چاروادار در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

چاروادار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد، بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید