معنی پیشانی

پیشانی
معادل ابجد

پیشانی در معادل ابجد

پیشانی
  • 373
حل جدول

پیشانی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پیشانی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • جبین، رمه، ناصیه، اقبال، بخت، طالع
فرهنگ معین

پیشانی در فرهنگ معین

  • جبین، جلوی سر بین ابرو و موی سر، بخت، اقبال. [خوانش: (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

پیشانی در لغت نامه دهخدا

  • پیشانی. (اِ مرکب) جزء فوقانی رخسار میان رستنگاه موی و ابروان. بنچه. ناصیه. جبهه. (دهار) (منتهی الارب). جبین. (زمخشری). پیچه. چماچم. (برهان). چکاد. صلایه. کشه. ذؤابه. لطاه. مقدمه. مسجد. رمه. (منتهی الارب). صاحب آنندراج آرد: این کلمه مرکب است از پیش و آنی که کلمه ٔ نسبت است. و فارسیان بدین معنی جبهه و جبین و سیما و ناصیه نیز استعمال کنند و سحرخند و شکفته و گشاده و واکرده و گرفته و پرچین و عرق آلود و شرمسار و سجده ریز و عالم آرای از صفات و آینه و لوح محفوظ و لوح صفحه ٔ صبح و آفتاب و ماه و زهره و مشتری وسهیل و پروین و کف الخضیب از تشبیهات اوست، و با لفظسودن و نهادن و شکستن و خاریدن مستعمل:
    آی از آن چون چراغ پیشانی
    آی از آن زلفک شکست و مکست. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پیشانی در فرهنگ عمید

  • (زیست‌شناسی) جلو سر از زیر موها تا روی ابروها، جبهه، جبین،
    [مجاز] بخت، اقبال، دولت، طالع،
    [قدیمی، مجاز] لیاقت، شایستگی،
    [قدیمی، مجاز] صلابت، قوّت،
    [قدیمی، مجاز] نخوت، تکبر: هرکه از روی تواضع بنهد «پیشانی» / پیش روی تو زهی روی و زهی پیشانی (سلمان ساوجی: ۳۹۰)،
    [قدیمی، مجاز] شوخی، بی‌شرمی، گستاخی، پررویی،
    * پیشانی ساییدن: (مصدر لازم) [قدیمی]
    پیشانی بر خاک نهادن از روی فروتنی و تواضع،
    سجده کردن،
    * پیشانی سودن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * پیشانی ساییدن. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پیشانی در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

پیشانی در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پیشانی در فارسی به عربی

تعبیر خواب

پیشانی در تعبیر خواب

  • پیشانی در خواب، قدر و جاه است. زیرا که موضع سجده باریتعالی است و بعضی گویند پیشانی، دلیل بر فرزند است که از اهل بیت او توانگر شود. اگر بیند بر پیشانی او نشانی بود، دلیل که خداوندش در پاک دینی و پرهیزکاری مشهور شود. اگر بیند کسی زخمی بر پیشانی او زد و خون روان شد، دلیل که قدر و جاهش زیاده شود. اگر بیند پیشانی او کوچک شد، تاویلش به خلاف این است. اگر دید که پیشانی او را حال خود بگشت، دلیل که زیانی به وی رسد. توضیح بیشتر ...
  • اگر کسی دید بر پیشانی یک چشم داشت، دلیل که به کار کدخدائی خود پندار شود. اگر دید در پیشانی چشمهای بسیار داشت، همین دلیل کند، که او را مصالح خود پنداری تمام است. اگر دید بر پیشانی وی خطی سبز نوشته است، دلیل که او فرزندی آید عالم و پارسا. اگر دید بر پیشانی او آیه رحمت نوشته است، دلیل که عاقبت را محمود کند و مرگ او بر شهادت است. اگر بیند بر پیشانی او آیه عذاب نوشته است، دلیل که عاقبتش محمود نباشد و تاویلش به خلاف این است. توضیح بیشتر ...
  • دیدن پیشانی در خواب بر شش وجه است. اول: جاه و قدر. دوم: عز و بزرگی. سوم: فرزند توانگر. چهارم: معیشت محمود. پنجم: دیانت. ششم: جود و نیکی. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

پیشانی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جزء فوقانی رخسار‎- میان رستنگاه مو وابروان، جبین
فارسی به ایتالیایی

پیشانی در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید