معنی پوشیدن

پوشیدن
معادل ابجد

پوشیدن در معادل ابجد

پوشیدن
  • 372
حل جدول

پوشیدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پوشیدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دربر کردن، ملبس‌شدن، پرده‌پوشی کردن، پنهان کردن، کتمان کردن، مخفی کردن، مکتوم‌نگاه‌داشتن، نهفتن، تلبیس، اختفا، فراگرفتن،
    (متضاد) لخت‌شدن، آشکار کردن، افشا کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

پوشیدن در فرهنگ معین

  • لباس پوشیدن، جامه بر تن کسی کردن، نهفتن، پنهان کردن. [خوانش: (دَ) (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پوشیدن در لغت نامه دهخدا

  • پوشیدن. [دَ] (مص) در بر کردن. بتن کردن. در تن کردن. پوشیدن جامه ای را. ملبس شدن. در پوشیدن. بر تن کردن. بر تن راست کردن. لبس. تلبس. مکتسی شدن. اکتساء. (منتهی الارب). رخت پوشیدن. لتب. (تاج المصادر بیهقی). التتاب. (منتهی الارب):
    آن روز نخستین که ملک جامه ش پوشید
    بر کنگره ٔ کوشک بدم همچو غلیواج.
    ابوالعباس.
    آن کن که بدین وقت همی کردی هر سال
    خز پوش و بکاشانه شو از صفه و فروار.
    فرالاوی.
    چو پوشد همی شاه خود جوشنا
    کی ارجاسب خواهد همی جستنا. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پوشیدن در فرهنگ عمید

  • در بر کردن، جامه بر تن کردن،
    نهفتن و پنهان کردن،
    چیزی را در پرده نگه داشتن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پوشیدن در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

پوشیدن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پوشیدن در فارسی به عربی

  • استاذ، جلد، غطاء، ملابس
فرهنگ فارسی هوشیار

پوشیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

پوشیدن در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پوشیدن در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید