معنی پوسیده شدن

پوسیده شدن
معادل ابجد

پوسیده شدن در معادل ابجد

پوسیده شدن
  • 441
حل جدول

پوسیده شدن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

پوسیده شدن در لغت نامه دهخدا

  • پوسیده شدن. [دَ / دِ ش ُ دَ] (مص مرکب) پوسیدن. چریدن. (در تداول مردم قزوین):
    تازه رویم بمثل لاله ٔ نعمان بود
    کاه پوسیده شد آن لاله ٔ نعمانم.
    ناصرخسرو.
    نخر. (تاج المصادر بیهقی). عفن. (دهار) (منتهی الارب). عفونت. (منتهی الارب). وهی. و رجوع به پوسیدن شود. رمه؛ پوسیده شدن استخوان. نخر؛ پوسیده شدن استخوان. لخن، پوسیده شدن مغز. عفن، عفونه؛ پوسیده شدن در نم. عطن، پوسیده شدن پوست در پیراستن. (تاج المصادر بیهقی). توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

پوسیده شدن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

پوسیده شدن در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید