معنی پوسته

پوسته
معادل ابجد

پوسته در معادل ابجد

پوسته
  • 473
حل جدول

پوسته در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

پوسته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پوست، طبقه، غشا، قشر، لاک، لایه، ورقه،

    (متضاد) مغز
فرهنگ معین

پوسته در فرهنگ معین

  • بیرونی ترین بخش پوست، پوشش اندام های درونی بدن، بخش کوچکی از پوست که یاخته های آن مرده است و از بقیه پوست جدا می شود، پوشش بیرونی دانه. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پوسته در لغت نامه دهخدا

  • پوسته. [ت َ / ت ِ] (اِ) پوست. || پوستک. پوستی نازک. قشاره. || شوره ٔ سر. قطعات کوچک سفید رنگ که در سر آدمی بگاه شوخگنی پدید آید و چون بشانه زنند فروریزد. هبریه. پوسه. رجوع به پوسه شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پوسته در فرهنگ عمید

  • پوست کوچک،
    پوست نازک،
    هرچیز پوست‌مانند،
    هر‌چیز ریز شبیه پوست،
    پولک ریز و نازک،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پوسته در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

پوسته در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

پوسته در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

پوسته در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پوسته در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید