معنی پری

پری
معادل ابجد

پری در معادل ابجد

پری
  • 212
حل جدول

پری در حل جدول

  • زن زیباروی
  • حور
  • زن زیباروی، فیلمی از مهرجویی
فرهنگ معین

پری در فرهنگ معین

  • مؤنث جن، که به صورت زنی زیبا تصور می شود، نوعی پارچه بسیار لطیف. [خوانش: (پَ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
  • (پَ) (ق. ) مخفف پریر، بر سر واژه های شب و روز می آید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را می دهد. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

پری در لغت نامه دهخدا

  • پری. [پ َ] (ق) دوهنگام پیش. دوبار پیش. مخفف پریر است که پریروز (کذا) باشد که روز پیش دیروز است. (برهان قاطع). پری، روز گذشته است (کذا) که مخفف پریر باشد و پریر نیز به یای مجهول است چون یای مجهول و واو مجهول در روزمره ٔ عراقیان بلکه اکثر اهل ایران نمانده و همه معروف شده بمعنی روز گذشته هم به یای معروف خوانند. (غیاث اللغات از سراج اللغات و بهار عجم):
    حمام بکام انوری بود پری
    در وی صنمی بدلبری بود پری.
    انوری. توضیح بیشتر ...
  • پری. [پ َ] (اِخ) نام کاریزی در ملایر.

  • پری. [] (اِخ) مؤلف قاموس الاعلام گوید: نام نهری است در منتهای شمال شرقی دَرسم و بطرف جنوب غربی جریان دارد طول آن تقریباً صدهزار گز. آنگاه که رود موزور و چند آب دیگر به وی پیوندد در نزدیکی خرپوت به رود مراد ریزد در سابق وادی این نهر نیز بنام پری قضائی بود تابع سنجاق مازگرد. توضیح بیشتر ...
  • پری. [پْری / پ ِ] (اِخ) (مارکیز دو. ) محبوبه ٔ دوک دو بوربن، وزیر لوئی پانزدهم. وی بسال 1698 م. در پاریس متولد و در 1727 م. درگذشت. توضیح بیشتر ...
  • پری. [پ ِ] (فرانسوی، اِ) لقب و منصب پر. || اقطاع و تیولی که متعلق به مقام پر بود. || مقام اعضاء مجلس لردها در انگلستان معاصر. || مقام اعضاء مجلس عالی فرانسه از 1815 تا 1848 م. توضیح بیشتر ...
  • پری. [پ َ] (اِ) موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و بچشم نیاید وغالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. فرشته، مقابل دیو. همزاد. جان. جن. جنی. جِنَّه. خافی. خافیه. خافیاء. حوری. مَلک. روحانی. خندله. (منتهی الارب). نوعی از زنان جن که نهایت خوبرو باشند. (غیاث اللغات). بعضی از ثقلان که جن و انس باشد: پس هفت تن از پریان بر پیغمبر صلی اﷲ علیه و سلم بگذشتند و بایستادند و آواز قرآن خواندن او بشنیدند. توضیح بیشتر ...
  • پری. [پ ُ / پ ُرْ ری] (حامص) حالت و چگونگی پر. آکندگی. زفتی. مملوی. اِمتلاء. مِلاء. مِلائه. انباشتگی. بَشم. کظه:
    نیشکری باش ز پُرّی خموش
    چند زدن چون نی خالی خروش.
    امیرخسرو.
    - || امتلاء معده:
    مرد را چون ممتلی شداز حسد کار افتراست
    بدمزاجان را قی افتد در مجالس از پری.
    انوری.
    || کثرت:
    چون شهد و شکر عیشی از خوشی و شیرینی
    چون ریگ روان جیشی از پُرّی و بسیاری.
    منوچهری.
    - پری باکمال زمان، وقتی را گویند که خدای تعالی بر حسب مشیت و تقدیر خود معین فرموده است که مطالب لازمهالوقوع در آن وقت بوقوع پیوندد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پری در فرهنگ عمید

  • موجود افسانه‌ای و اساطیری نظیر جن به‌صورت زنی بسیارزیبا که مانند فرشته بال دارد و پرواز می‌کند و در زیبایی نقیض دیو است،
    [مجاز] زن زیبا،
    [قدیمی] جن،. توضیح بیشتر ...
  • دو روز پیش، پریروز: مرد امروزی هم از امروز گوی / از پری و دی و فردا دَم مزن (محمدشیرین مغربی: لغت‌نامه: پری)،
    دو شب پیش، پریشب،. توضیح بیشتر ...
  • پاداش، جایزه،
فارسی به انگلیسی

پری در فارسی به انگلیسی

  • Amplitude, Fairy, Fay, Fullness, Hobgoblin, Nymph, Pixie, Pixy, Plenitude, Plumy, Repletion, Satiety, Spirit, Sprite. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

پری در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

پری در فارسی به عربی

نام های ایرانی

پری در نام های ایرانی

  • دخترانه، فرشته، جن، همزاد، در فرهنگ عوام، موجودی بسیار زیبا، نیکوکار، و نامرئی که گاه خود را نشان می دهد و با جمالش انسان رافریفته خود می کند. توضیح بیشتر ...
تعبیر خواب

پری در تعبیر خواب

  • پری به خواب دیدن، اگر خوشخوی و شادمان است، دلیل که عز و دولت یابد، اگر او را زشت و غمگین بیند، دلیل بر غم و اندوه کند، اگر پری را مرده بیند، کار او شوریده شود، اگر با پری جنگ می کرد، دلیل که کار او آشفته شود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • پریان بعضی مسلمانند و در خواب دیدن، دوست و بخت و دولت است و آن چه کافر باشند، دیدار ایشان دیدار دشمن و ادبار و اندوه است. حضرت دانیال گوید: اگر به خواب دید که در میان پریان است، دلیل که به سفر شود و آن سفر او را مبارک بود. اگر بیند پری او در گردن گرفت و می رفت، دلیل بر عز و جاه و بزرگی بود. اگر بیند پری او از گردن بینداخت، از جاه و بزرگی بیفتد. اگر بیند پریان با او به لطف سخن می گفتند، دلیل که کارش نیکو شود. توضیح بیشتر ...
  • اگر پری را بیمار یا مرده بیند، دلیل که حال او بد شود. اگر بیند پادشاه پریان او را بنواخت، دلیل که دولت و اقبال یابد و مقرب پادشاه گردد. اگر دید پری جایگاه خویش را بدو نمود و گاه خود را بر او عرضه کرد و گاه خود را پنهان، دلیل که زنی با وی مکر و خیانت سازد. اگر بیند در خانه پریان شد و ایشان را می شناخت، دلیل که به غربت افتد و شهرها بیند. اگر بیند پری او را همی برد، دلیل که حاجت او روا شود، از جائی که امید ندارد. توضیح بیشتر ...
  • دیدن پری در خواب بر پنج وجه است. اول: دوستی عزیز. دوم: بخت و دولت. سوم: کاری که دارد از او کامرانی یابد. چهارم: بزرگی و حشمت. پنجم: خبر دروغ و کارهای باطل است. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

پری در گویش مازندرانی

  • پری، موجود خیالی و افسانه ای، نامی است برای گاو، پریروز...
فرهنگ فارسی هوشیار

پری در فرهنگ فارسی هوشیار

  • موجود مافوق طبیعی که اصلش از آتش است و بچشم نیاید و غالباً نیکوکار است آکندگی، مملوی، انباشتگی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ پهلوی

پری در فرهنگ پهلوی

فارسی به ایتالیایی

پری در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

پری در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید