معنی پاسار

پاسار
معادل ابجد

پاسار در معادل ابجد

پاسار
  • 264
حل جدول

پاسار در حل جدول

فرهنگ معین

پاسار در فرهنگ معین

  • لگد، تیپا، کلاف افقی چارچوب در و پنجره. [خوانش: (اِمر.)]
لغت نامه دهخدا

پاسار در لغت نامه دهخدا

  • پاسار. (اِ مرکب) (از پای و سار مرادف مانا و مان و معنی ترکیبیه بپاگذاشته شده. رشیدی). تیپا. لگد. (برهان). || در اصطلاح نجاران، تخته هائی که میان تُنُکه هافاصله شود. و نیز تخته ٔ زبرین و زیرین مِصراع. چوبهای قطورتر که در دو طرف فوق و تحت و میان هر دو تُنُکه ٔ افقی بکار برند مقابل باهو که عمودی بکار رود.
    - پاسار کردن، لگدکوب کردن:
    پاسار میکند من و خوبان را
    تنگ آمدم ز پاژخ و پاسارش.
    ناصرخسرو. توضیح بیشتر ...
  • پاسار. [رُ] (اِخ) دماغه ای به جنوب شرقی صقلیه (سیسیل). و امیرالبحر بینگ بسال 1718 م. با 1130 هَ. ق. اسپانیائیان را بدانجا هزیمت کرد. توضیح بیشتر ...
  • پاسار. (اِخ) رودی به شمال شرقی آلمان (ایالت پروس شرقی) و آن از نجد باتلاقی هوکرلاند سرچشمه میگیرد و بجانب شمال جاری است و برونشبرگ را مشروب سازد و به خلیج فریشس هاف ریزد. طول آن 120 هزارگز است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

پاسار در فرهنگ عمید

  • لگد، پامال، پاسپار،
    [قدیمی] تختۀ کلفت که نجار در بالا، پایین و وسط در به‌طور افقی کار می‌گذارد و تخته‌های نازک میانۀ در را به آن‌ها وصل می‌کند،
    * پاسار کردن: (مصدرمتعدی) پامال کردن، لگدکوب کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

پاسار در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

پاسار در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید