معنی وید

وید
معادل ابجد

وید در معادل ابجد

وید
  • 20
حل جدول

وید در حل جدول

  • چاره، علاج
فرهنگ معین

وید در فرهنگ معین

  • (اِ.) چاره، علاج.
لغت نامه دهخدا

وید در لغت نامه دهخدا

  • وید. (ص) کم که مقابل بسیار است. (برهان) (آنندراج) (صحاح الفرس) (فرهنگ اسدی). ویدا نیز گویند. (فرهنگ اسدی):
    ای غافل از شمار چه پنداری
    که ت خالق آفرید پی کاری
    عمری که مر تو راست سرِ مایه
    وید است و کارهات به این زاری.
    رودکی (از صحاح الفرس).
    اسدی آرد: ویدا؛ گم شده باشد، چون وید. (لغت فرس ص 5). ظاهراً کلمه مصحف وند و معنی آن کم (به فتح کاف تازی) است یعنی اندک. ابن الندیم در الفهرست (چ مصر ص 338) در داستان گردانیدن دفاتر دیوانی از فارسی به عربی آرد: فقال له (لصالح بن عبدالرحمن) مردانشاه بن زادانفروخ کیف تصنع دهویه و ششویه (ظ: پنجویه) ؟ قال اکتب عشراً و نصف عشر، قال فکیف تصنع وید؟ قال اکتب، و ایضاً قال [فکیف تصنع وند؟ قال اکتب النیف] (سؤال و جواب اخیر در اصل نیامده و ظاهراً لازم است) و الوید الوند (ظاهراً) النیف. توضیح بیشتر ...
  • وید. [وَ / وِ] (اِ) چاره وعلاج. (برهان) (آنندراج). رجوع به وید [وی] شود. توضیح بیشتر ...
  • وید. (اِخ) نام کتابی است آسمانی به اعتقاد مردم هند. (برهان) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

وید در فرهنگ عمید

  • [مقابلِ بسیار] کم، اندک،
    [مقابلِ پیدا] گم: مراد این شده از یمن دولتت حاصل / امید آن شده چون نام او ز عالم وید (شمس فخری: مجمع‌الفرس: وید)،
    گمشده،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

وید در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

وید در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید