معنی ویار

ویار
معادل ابجد

ویار در معادل ابجد

ویار
  • 217
حل جدول

ویار در حل جدول

  • رغبت مفرط زنان آبستن به چیزی.
  • هوس باردار
  • رغبت مفرط زنان آبستن به چیزی
مترادف و متضاد زبان فارسی

ویار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آرمه، تاس، تلواسه، میل‌مفرط، واسه، وحم، هوس
فرهنگ معین

ویار در فرهنگ معین

  • (وِ) (اِ.) (عا.) میل شدید زنان حامله به بعضی از خوردنی ها.
لغت نامه دهخدا

ویار در لغت نامه دهخدا

  • ویار. (اِ) میل و هوس زنان آبستن. (از ابن البیطار) ویار گاهی به صورت تهوع و استفراغ و گاه به شکل بد آمدن از بعض چیزها و زمانی به صورت اشتها داشتن و هوس چیزی را کردن و آن را بسیار دوست داشتن ظاهر می شود. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده). آرزوانه را گویند، و این زنان آبستن را افتد که چیزهای بد آرزو کنند چون گِل و نمک و انگِشت و برنج خام و جز آن. هوسی که در نخستین ماه های آبستنی و زمان بارداری پدید آید.
    - ویار شدن، در تداول، دچار ویار گردیدن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ویار در فرهنگ عمید

  • حالت زن آبستن در اوایل آبستنی که به برخی از خوراکی‌ها رغبت شدید پیدا می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ویار در فارسی به انگلیسی

  • Craving, Freak, Hankering, Yearning, Yen
فارسی به عربی

ویار در فارسی به عربی

گویش مازندرانی

ویار در گویش مازندرانی

  • هوس آرزو میل – اشتها هوس زن باردار
فرهنگ فارسی هوشیار

ویار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) هوسی که در نخستین ماههای آبستنی در زمان بار داری پدید آید. و یار گاهی بصورت تهوع و استفراغ و گاه بشکل بد آمدن از بعض چیزها و زمانی بصورت اشتها داشتن و هوس چیزی را کردن و آنرا بسیار دوست داشتن ظاهر میشود: زن آبستن که زیاد سیب بخورد بچه اش پسر میشود و اگر ویار اگر ویاراو ترشی باشد بچه دختر است. )). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عوامانه

ویار در فرهنگ عوامانه

  • رغبت مفرط زنان آبستن است به چیزی.
واژه پیشنهادی

ویار در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید