معنی واماندگی

واماندگی
معادل ابجد

واماندگی در معادل ابجد

واماندگی
  • 132
حل جدول

واماندگی در حل جدول

  • درماندگی و بیچارگی
  • درماندگی، بیچارگی
مترادف و متضاد زبان فارسی

واماندگی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خستگی، درماندگی، عقب‌ماندگی، فرسودگی
فرهنگ معین

واماندگی در فرهنگ معین

  • فرسودگی، خستگی، عقب ماندگی. [خوانش: (دِ) (حامص.)]
لغت نامه دهخدا

واماندگی در لغت نامه دهخدا

  • واماندگی. [دَ / دِ] (حامص مرکب) بازماندگی. حالت آن چیزی که بازمانده و گشاده باشد. (ناظم الاطباء):
    واماندگی اندر پس دیوار طبیعت
    حیف است و دریغا که در صلح بهشتیم.
    سعدی.
    || خستگی. کوفتگی. بی رمقی و بی حالی. حالت وامانده. رجوع به وامانده شود. عجز. عَی ّ. (یادداشت مرحوم دهخدا). درماندگی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

واماندگی در فرهنگ عمید

  • بازماندگی، عقب‌افتادگی،
فارسی به انگلیسی

واماندگی در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

واماندگی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ خستگی فرسودگی. ‎، عقب ماندگی.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید