معنی هید

هید
معادل ابجد

هید در معادل ابجد

هید
  • 19
حل جدول

هید در حل جدول

  • چوب مخصوص بوجاری
  • خرمن بر باد ده
  • خرمن بر باد ده، چوب مخصوص بوجاری
لغت نامه دهخدا

هید در لغت نامه دهخدا

  • هید. [هََ / هَِ] (اِ) چیزی باشد که برزگران به آن خرمن کوفته بباد دهند تا کاه از دانه جدا شود. (از برهان) (آنندراج). غله برافشان. (انجمن آرا). پنجه. شانه (در تداول مردم قزوین). توضیح بیشتر ...
  • هید. [هََ] (ع ص) مضطرب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). پریشان. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) جنبش. || زجری است مر شتر را. هاد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || هید حالک، چسان است حال تو. (منتهی الارب). || ایام هید؛ روزهای مَوَتان که در جاهلیت بود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کسی که دور دارند او را و یکسو کنند بجهت چرکینی جامه ٔ وی. (منتهی الارب). || (مص) هاد. ترسانیدن و رنج رسانیدن و جنبانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد) (المصادر). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

هید در فرهنگ عمید

  • چهار شاخ که با آن خرمن کوفته را به ‌باد می‌دهند تا کاه از دانه جدا شود،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

هید در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آزار دادن، زجر کردن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید