معنی نیلی

نیلی
معادل ابجد

نیلی در معادل ابجد

نیلی
  • 100
حل جدول

نیلی در حل جدول

فرهنگ معین

نیلی در فرهنگ معین

  • (ص نسب.) به رنگ نیل، کبود رنگ.
لغت نامه دهخدا

نیلی در لغت نامه دهخدا

  • نیلی. (ص نسبی) منسوب به نیلی است. رجوع به نیل شود. || کبود. به رنگ نیل. نیلگون. نیل رنگ. آبی متمایل به کبودی و تیرگی:
    بر سپهر لاجوردی صورت سعدالسعود
    چون یکی چاه عقیقین در یکی نیلی ذقن.
    منوچهری.
    هرلحظه بر موافقت جامه آه را
    نیلی کنید در دل و آنگه برآورید.
    خاقانی.
    ز آسیب دست دلبرش نیلی شده سیمین برش
    سیاره ها نیلوفرش بر آفتاب انداخته.
    خاقانی.
    خاقان اکبر کز دها بگشوده نیلی پرده ها
    دید آتشین هفت اژدها در پرده مأوا داشته. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نیلی در فرهنگ عمید

  • از رنگ‌های ترکیبی، آبی تیره،
    (صفت نسبی) به رنگ نیل، کبودرنگ،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

نیلی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

نیلی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

نیلی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) منسوب به نیل (صفت) هر چیز برنگ نیل و کبود: ((در جبهه کعبه کعبه آرا نیلی زده دفع چشم بدر خ)) ((نیلی کلفی بر او کشیدی از چشم بدان بیارمیدی. )) (واله هروی در وصف حجر الاسود فرنظا. )، (اسم) نوعی آبی که بتیرگی گراییده باشد. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

نیلی در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید