معنی نعره

نعره
معادل ابجد

نعره در معادل ابجد

نعره
  • 325
حل جدول

نعره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

نعره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بانگ، خروش، زوزه، غریو، فریاد
فرهنگ معین

نعره در فرهنگ معین

  • (نَ رِ) [ع. نعره] (اِ.) فریاد، بانگ بلند.
لغت نامه دهخدا

نعره در لغت نامه دهخدا

  • نعره. [ن َ رَ / رِ] (از ع، اِ) فریاد. (ناظم الاطباء). غو. غریو. دهاز. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). شهقه. (یادداشت مؤلف):
    ز بس نعره و ناله ٔ کرنای
    همی آسمان اندرآمد ز جای.
    فردوسی.
    بیاورد لشکر ز چپ و ز راست
    همه مغز گردان ز نعره بکاست.
    فردوسی.
    چو بشنید آن نعره را کوهزاد
    بلرزید دل در بر بدنژاد.
    فردوسی.
    از تک اسب و بانگ و نعره ٔ مرد
    کوه پرنوف شد هوا پرگرد.
    عنصری یا عسجدی.
    وز عجز دو گوش تا سپیده دم
    در نعره ٔ بانگ پاسبان بندم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نعره در فرهنگ عمید

  • فریاد، بانگ بلند،
    * نعره‌ زدن: (مصدر لازم) فریاد زدن، فریاد و فغان کردن به بانگ بلند،
    * نعره‌ کشیدن: (مصدر لازم) فریاد کشیدن، نعره زدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

نعره در فارسی به انگلیسی

  • Bawl, Bellow, Cry, Howl, Scream, Yell, Yowl
فارسی به عربی

نعره در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

نعره در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

نعره در فارسی به آلمانی

  • Brüllen, Gellen, Kreischen [verb], Schreien
واژه پیشنهادی

نعره در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید