معنی نرسی

نرسی
معادل ابجد

نرسی در معادل ابجد

نرسی
  • 320
حل جدول

نرسی در حل جدول

  • پسر شاپور و نوه اردشیربابکان
  • نوه اردشیربابکان
  • از پادشاهان ساسانی
  • پسر شاپور و نوه اردشیر بابکان
  • نوه اردشیر بابکان
لغت نامه دهخدا

نرسی در لغت نامه دهخدا

  • نرسی. [ن َ] (ص) واصل به حق. (برهان قاطع) (آنندراج). این معنی مجعول و ظاهراً برساخته ٔفرقه ٔ آذرکیوان است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). توضیح بیشتر ...
  • نرسی. [ن َ] (اِخ) در اوستا: نَئی ریوسَن (گ َ) هه، پارسی میانه: نرساه، فرشته و ایزدی است نظیر جبرئیل حامل وحی، و او پیک اهورمزداست. در پهلوی: «نئی ریوسنگ ». همین کلمه است که در فارسی تبدیل به نرسی شده است. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). || نام پسر گودرز است و او از اشکانیان بود. (برهان قاطع). نرسی پسر شاهپور اول در زمان وهرام [بهرام سوم] طغیان کردو غالب شد. (کریستنسن از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). || نرسی پادشاه ساسانی بود که در روایات ملی ما به عهد اشکانی منتقل شده. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

نرسی در نام های ایرانی

  • پسرانه، فرشته وحی در اوستا، نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پادشاهان ساسانی. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

نرسی در گویش مازندرانی

  • کال – نرسیده – نارس
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید