معنی ندرت

ندرت
معادل ابجد

ندرت در معادل ابجد

ندرت
  • 654
حل جدول

ندرت در حل جدول

  • کمی، نایابی، کمیابی
مترادف و متضاد زبان فارسی

ندرت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • کمی، کمیابی، نایابی،

    (متضاد) وفور
فرهنگ معین

ندرت در فرهنگ معین

  • (نُ رَ) [ع. ندره] (اِمص. ) کمیابی، آنچه گاهی پیدا و آشکار شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ندرت در لغت نامه دهخدا

  • ندرت. [ن ُ رَ] (ع اِمص) کمی. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (فرهنگ نظام). تنگ یابی. کم یابی. دیریابی. شذوذ. دشواریابی. عزت. (یادداشت مؤلف). ندره.
    - بر سبیل ندرت، گاهگاه. گاه وگداری.
    - به ندرت، ندرتاً. ندرهً.
    || تنهائی. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام) (غیاث اللغات). تنها بودن. (غیاث اللغات) (فرهنگ نظام). || اتفاق و چیزی نادر. (ناظم الاطباء). رجوع به نُدرَه شود. توضیح بیشتر ...
  • ندرت. [ن ُ رَ] (اِخ) لاله حکیم چند تهانیسری، متخلص به ندرت. از پارسی گویان هند است و در قرن دوازدهم میزیسته و با میرزا بیدل و سراج الدین آرزو معاصر و مصاحب بوده و نزد سرخوش مشق شاعری کرده و در اواسط قرن دوازدهم درگذشته:
    سوزد به خاک هم ز تب عشق تن مرا
    چون صبح آتشی است نهان در کفن مرا.
    گلستان می شود صحرا بود گر جام می بر کف
    به رنگ عینک سرخی که در پیش نظر باشد.
    رجوع به صبح گلشن ص 512 و کلمات الشعراء ص 114 و نتایج الافکار ص 728 شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ندرت در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

ندرت در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

ندرت در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه