معنی ناپدید کردن

ناپدید کردن
معادل ابجد

ناپدید کردن در معادل ابجد

ناپدید کردن
  • 345
حل جدول

ناپدید کردن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

ناپدید کردن در لغت نامه دهخدا

  • ناپدید کردن. [پ َ ک َ دَ] (مص مرکب) پوشاندن. پنهان کردن. نهفتن. اخفاء. استتار. مخفی داشتن:
    چو کاموس دست و گشادش بدید
    بزیر سپر کردسر ناپدید.
    فردوسی.
    چو اسفندیار آن شگفتی بدید
    دو رخ کرد از خواهران ناپدید.
    فردوسی.
    هنرهام هر کس شنیده ست و دید
    تو آن ابلهی چون کنی ناپدید.
    اسدی.
    آفتاب بدان بلندی را
    لکه ای ابر ناپدید کند.
    سعدی.
    || معدوم کردن. نیست کردن. محو کردن. امحاء. از بین بردن:
    به یک دست دشمن کند ناپدید
    شگفتی تر از کار او کس ندید. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ناپدید کردن در فارسی به انگلیسی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید