معنی نالایق

نالایق
معادل ابجد

نالایق در معادل ابجد

نالایق
  • 192
حل جدول

نالایق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

نالایق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بی‌صلاحیت، بی‌عرضه، بی‌قابلیت، بی‌کفایت، غیرمستعد، غیرمستحق، نامستعد، ناشایسته، نامناسب، بی‌ارج، کم‌بها،
    (متضاد) شایسته، لایق، مستعد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

نالایق در فرهنگ معین

  • (یِ) [فا - ع.] (ص.) بی لیاقت.
لغت نامه دهخدا

نالایق در لغت نامه دهخدا

  • نالایق. [ی ِ] (ص مرکب) بی لیاقت. (ناظم الاطباء). که قابلیت و لیاقت ندارد. بی عرضه. بی کفایت. || ناقابل. بی ارزش. کم بها. که لایق و ارجمند و ارزنده نیست:
    گر به سوی ضعفایت ز تفقد نظری است
    جان نالایق من پیشکش مختصری است.
    شمس ملک آرا.
    || بی مناسبت. بیجا. (از ناظم الاطباء):
    هرچه میگوید موافق چون نبود
    چون تکلف نیک نالایق نمود.
    مولوی.
    || ناشایسته. نادرست. نامعقول. || نامستحق. ناسزاوار. (از ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

نالایق در فرهنگ عمید

  • بی‌لیاقت،

    [قدیمی] بی‌ارزش، کم‌بها،
فارسی به انگلیسی

نالایق در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

نالایق در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بی گربزه ناشایند (صفت) آنکه لیاقت نداردبی کفایت، بی ارزش کم بها: گر بسوی ضعفایت زتفقد نظری است جان نالایق من پیشکش مختصری است. (شمس ملک آرالغ. )، نامناسب بی مناسبت بی مورد: هرچه میگوید موافق چون نبود چون تکلف نیک نالایق نمود. (مولوی لغ. )، ناشایسته نامعقول. بی لیاقت، بی عرضه، بی کفایت. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

نالایق در واژه پیشنهادی

  • نااهل
  • بی کفایت، نامناسب، ناشایسته، بی قابلیت
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید