معنی نادیدنی

نادیدنی
معادل ابجد

نادیدنی در معادل ابجد

نادیدنی
  • 129
حل جدول

نادیدنی در حل جدول

لغت نامه دهخدا

نادیدنی در لغت نامه دهخدا

  • نادیدنی. [دی دَ] (ص لیاقت) غیرمرئی. ناپدید. چیز دیده نشده. خارج از نظر. هر چیزی که نمیتوان آن را دید. (ناظم الاطباء). مالا یدرکه الابصار؛ چیزی که دیدنش ممکن نیست:
    چنین گفت با کید کان چار چیز
    که کس را به گیتی نبوده ست نیز
    همی شاه خواهد که داندکه چیست
    که نادیدنی یا که نابودنیست.
    فردوسی.
    چشم دل باز کن که جان بینی
    آنچه نادیدنیست آن بینی.
    هاتف.
    || آنچه که قابل دیدن نباشد. (آنندراج). چیزی که شایسته ٔ دیدن نباشد. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

نادیدنی در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

نادیدنی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) آنچه که قابل رویت نیست، غیر مرئی مقابل دیدنی.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید