معنی میلک

میلک
معادل ابجد

میلک در معادل ابجد

میلک
  • 100
حل جدول

میلک در حل جدول

  • فیلمی از گاس ون سنت
  • فیلمی با بازی شان پن
لغت نامه دهخدا

میلک در لغت نامه دهخدا

  • میلک. [ل َ] (اِ مرکب) پارچه ای که از شهر نوشاد آرند. (غیاث) (آنندراج). پارچه ای است ستبر. (یادداشت لغت نامه): طبع صوفی کرد او را به میلکی خشنود کردند. (نظام قاری ص 140).
    میلک و میخک و کرباس و قدک در کارند.
    تا تو رختی به بر آری و به غفلت ندری.
    نظام قاری.
    ارمک و قطنی عین البقر و رومی باف
    میله ٔ میلک و لالائی بی حد و شمار.
    نظام قاری.
    بر جامه ٔ کتان بهاری چه اعتماد
    میلک مگر به بقچه ٔ خاص شما رود.
    نظام قاری.
    ای که میلک جهت جامه نخواهی که قوی است
    کاش می بود به درزیت از این جامه هزار. توضیح بیشتر ...
  • میلک. [ل َ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقعدر 38هزارگزی شمال باختری معلم کلایه. با 202 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. زیارتگاهی به نام اسماعیل دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1). توضیح بیشتر ...
  • میلک. [ل َ] (اِخ) دهی است از دهستان مزارعی بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در 39هزارگزی شمال برازجان با 107 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7). قریه ای است به پنج فرسنگی میانه ٔ جنوب و مغرب خشت. (فارسنامه ٔ ناصری). توضیح بیشتر ...
  • میلک. [ل َ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل، واقع در 21 هزارگزی ده دوست محمد با 1991 تن سکنه. آب آن از هیرمند و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفه ٔ جهان تیغ هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8). توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

میلک در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ میل کوچک، (اسم) قسمی پارچه که ازآن قبا میکردند: ‎. } هریک فراخور مرتبه مخلع گردیدند. سایر جماعت را اعلی و اوسط و ادنی قرار داده: اعلی را قباهای زربفت و دارایی باف . و اوسط را قباهای میلک و مطبق و نعلبند. داده. ‎{. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه