معنی موریانه

موریانه
معادل ابجد

موریانه در معادل ابجد

موریانه
  • 312
حل جدول

موریانه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

موریانه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • چوب‌خوار، چوب‌خوارک، چوب‌خواره، ریشمیز، زمین‌سنب، مورچه سفید، زنگار (آهن و پولاد). توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

موریانه در فرهنگ معین

  • (نِ) (اِ. ) حشره ای است از راسته آرکیپترها که نزدیک به راسته رگ بالان است. موریانه حشره ای است اجتماعی. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

موریانه در لغت نامه دهخدا

  • موریانه. [ن َ /ن ِ] (اِ) زنگاری باشد که آهن و فولاد را ضایع کند. (برهان). زنگاری که آهن و فولاد را ضایع می کند به طوری که از صیقل کردن برطرف نشود. (ناظم الاطباء). مورانه. مورجانه. مورچانه. (غیاث) (آنندراج):
    بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
    مدتی چون موریانه روی در آهن کشم.
    سعدی.
    آهنی را که موریانه بخورد
    نتوان برد از او به صیقل زنگ.
    سعدی.
    || جانورکی که چوب را می خورد و آن را سوراخ سوراخ می کند. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

موریانه در فرهنگ عمید

  • نوعی حشره با آرواره‌های قوی که به‌صورت اجتماعی زندگی کرده و از چوب تغذیه می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

موریانه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

موریانه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

موریانه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

موریانه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • زنگاری که آهن و فولاد را ضایع میکند بطوریکه از صیقل کردن برطرف نشود، حشره ای مانند مورچه که خوراک آن چوب است. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

موریانه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید