معنی منظره

منظره
معادل ابجد

منظره در معادل ابجد

منظره
  • 1195
حل جدول

منظره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

منظره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تماشاگاه، چشم‌انداز، منظر، نظرانداز، نظرگاه، نما
فرهنگ معین

منظره در فرهنگ معین

  • (مَ ظَ رَ یا رِ) [ع. منظره] (اِ.) جای نگریستن، چشم انداز.
لغت نامه دهخدا

منظره در لغت نامه دهخدا

  • منظره. [م َ ظَ رَ / رِ] (از ع، اِ) منظره. رجوع به منظره شود. || کوشک. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). خانه بر طبقه ٔ برین. خانه بر بلندی. قسمت مرتفع از قصر و کاخی چون ایوان بی در. (از یادداشت مرحوم دهخدا). منظر:
    ای منظره و کاخ برآورده به خورشید
    تا گنبد گردان بکشیده سر ایوان.
    دقیقی.
    جایی در او چو منظره عالی کنم
    جایی فراخ و پهن چو میدان کنم.
    ناصرخسرو.
    مگر روزی شاه شمیران بر منظره نشسته بود و بزرگان پیش او. (نوروزنامه). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

منظره در فرهنگ عمید

  • جای نگریستن و نظر انداختن، چشم‌انداز، دورنما،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

منظره در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

منظره در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

منظره در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

منظره در فارسی به عربی

  • بصر، رویه، فرصه، مشهد، منظر، منظر طبیعی، منظور، وجهه النظر
فرهنگ فارسی هوشیار

منظره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • منظره در فارسی: نگر گاه، چشم انداز، روزن، درونما (اسم) محل نظر جای نگریستن، آنچه برابر چشم واقع شود چشم انداز، دور نمایی از درختان جنگل کوه دریا کارخانه ده شهر و غیره. ‎- 4 روزن: } درین حالت عین الحیاه و شریفه هر دو بر بام ایوان رسیدند از بالای منظره بشیب نگاه کردند. ‎{ (داراب نامه. چا. دکتر. صفا 145:1). توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

منظره در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

منظره در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید