معنی منار

منار
معادل ابجد

منار در معادل ابجد

منار
  • 291
حل جدول

منار در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

منار در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

منار در فرهنگ معین

  • (مَ) [ع.] (اِ.) نک مناره.
لغت نامه دهخدا

منار در لغت نامه دهخدا

  • منار. [م َ] (ع اِ) روشنی جای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). موضع نور. (اقرب الموارد). || چراغدان و جای بلند که بر آن چراغ افروزند چرا که این صیغه ٔ اسم ظرف است به معنی جای نور. (غیاث) (آنندراج). جای بلندی که بر آن چراغ افروزند. (از ناظم الاطباء). || مجازاً جای بلند اذان گفتن و ستون که از خشت و یا سنگ بر یمین و شمال مساجد بنا کنند شاید که در زمانه ٔ قدیم بر آن چراغ می افروخته باشند به همین سبب آن را منار گویند. (غیاث) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • منار. [م ِ] (اِخ) شیمی دان و نویسنده و شاعر فرانسوی (1822- 1901 م. ). کاشف سریشم پنبه بود. (از لاروس). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

منار در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

منار در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

منار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ شیدگاه چراغ راهنما، گلدسته جوتره (به معنی مناره باشد) هاچ (اسم) محل نور جای روشنایی، جای بلندی که بر آن چراغ افروزند برای راهنمایی مسافران و کشتی، ستونی مرتفع که از آجر یا سنگ بر آورند و بر بالای آن اذان گویند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

منار در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَنار، موضع نور، کانون نور، عَلَم یا ستون علامت دار که برای راهنمائی در راه ها می گذراند، میانه و خطِ وسطِ راه، ستون،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید