معنی معاوضه

معاوضه
معادل ابجد

معاوضه در معادل ابجد

معاوضه
  • 922
حل جدول

معاوضه در حل جدول

  • فرایند عوض کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

معاوضه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • الش، تاخت، تبادل، تبدل، تبدیل، تعویض، تهاتر، مبادله، معاوضت
فرهنگ معین

معاوضه در فرهنگ معین

  • (مص م.) با هم عوض کردن، (اِمص.) تبدیل، تعویض،
لغت نامه دهخدا

معاوضه در لغت نامه دهخدا

  • معاوضه. [م ُ وَ ض َ / م ُ وِ ض ِ](از ع، اِمص)معاوضت. مبادله و عوض دادگی و عوض کردگی. (ناظم الاطباء). چیزی را با چیز دیگر عوض کردن. تاخت زدن. پابپاکردن. چیزی گرفتن و در برابر چیزی دیگر دادن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معاوضه شود.
    - معاوضه زدن، معاوضه کردن. مبادله کردن. عوض کردن: و غبنی تمام و عیبی بنام باشد که باقی را به فانی معاوضه زنند. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 255). و رجوع به ترکیب بعد شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

معاوضه در فرهنگ عمید

  • دو چیز را با هم عوض کردن، چیزی گرفتن و عوض آن را دادن،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

معاوضه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

معاوضه در فارسی به انگلیسی

  • Change, Exchange, Trade, Trade-In, Trade-Off
فارسی به ترکی

معاوضه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

معاوضه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

معاوضه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مبادله و عوض دادگی و عوض کردگی
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید