معنی مشابه

مشابه
معادل ابجد

مشابه در معادل ابجد

مشابه
  • 348
حل جدول

مشابه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مشابه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • صفت تالی، شبیه، عین، مانند، متشابه، مثل، نظیر، همانند، همسان،
    (متضاد) متفاوت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مشابه در فرهنگ معین

  • (مُ بِ) [ع.] (اِفا.) مثل و مانند، دارای شباهت.
لغت نامه دهخدا

مشابه در لغت نامه دهخدا

  • مشابه. [م َ ب ِه ْ](ع اِ) ج ِ شَبَه به معنی مانند. (آنندراج)(ناظم الاطباء). ج ِ شِبه و شَبَه، به معنی مثل بر غیر قیاس، مانند حسن و محاسن. (از اقرب الموارد). به معنی اَشْباه است و گویند جمعی است که مفرد ندارد. یقال: فیه مشابه من فلان، ای اشباه. (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به شبه شود. توضیح بیشتر ...
  • مشابه. [م ُ ب ِه ْ](ع ص) مانند. (آنندراج). مانند. مثل. شبیه. هامل و برابر. یکسان. (از ناظم الاطباء). مانند. ماننده. مشاکل. مماثل. همانند. شبه. شبیه. مضارع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بسبب آن که بعضی از افاعیل این بحور مشابه بعض در وزن، و مخالف در ترکیب، نام دایره ٔ آن دایره ٔ مشتبهه کردند. (المعجم چ دانشگاه تهران صص 71-72). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مشابه در فرهنگ عمید

  • چیزی که شبیه چیز دیگر باشد، مانند، همانند،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

مشابه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

مشابه در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مشابه در فارسی به عربی

عربی به فارسی

مشابه در عربی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

مشابه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مانند، آبرو، یکسان، شبیه، مثل
فرهنگ فارسی آزاد

مشابه در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُشاّبِه، شباهت دارنده، همانند و نظیر،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید