معنی مروت

مروت
معادل ابجد

مروت در معادل ابجد

مروت
  • 646
حل جدول

مروت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

مروت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • انسانیت، انصاف، رحم، جوانمردی، حمیت، غیرت، مردی، مردانگی
فرهنگ معین

مروت در فرهنگ معین

  • (مُ رُ وَّ) [ع.] (مص نسب.) جوانمردی، مردانگی.
لغت نامه دهخدا

مروت در لغت نامه دهخدا

  • مروت. [م َ](ع ص) زمین پیوسته نم که علف نرویاند. (منتهی الارب)(از اقرب الموارد). مَرت. و رجوع به مرت شود. توضیح بیشتر ...
  • مروت. [م ُ](ع اِ) ج ِ مَرت. (منتهی الارب)(اقرب الموارد). رجوع به مرت شود. توضیح بیشتر ...
  • مروت. [م ُ رُوْ وَ](ع اِمص) مروه. مروءه. مرؤت. مردمی و مردی، و این مأخوذ است از مرء که به معنی مرد باشد. (غیاث). آن بود که نفس را رغبتی صادق بود به تجلی بر نیت افادت و بذل مالابد یا زیاده بر آن. (اخلاق ناصری ص 79). عبارت است از آنکه نفس را ارادتی صادق بود بر تجلی به نیت استفادت و بذل مالابد یا زیاده بر آن. (نفائس الفنون - حکمت مدنی). مروت تغافل است از زلتهای دیگران. (عمروبن عثمان صوفی). مردی. مردانگی. جوانمردی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مروت در فرهنگ عمید

  • جوانمردی، مردمی، مردانگی،

    نرم‌دلی،
فارسی به انگلیسی

مروت در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

مروت در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مروت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جوانمردی، فتوت، انصاف، بزرگواری
فرهنگ فارسی آزاد

مروت در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُرُوَّت، تلفظ شایع مُرُوءَه در زبان فارسی است به معنای: مردانگی، جوانمردی، بزرگی و شجاعت،. توضیح بیشتر ...
  • مَرُوت، زمین بدون سبزه یا گیاه،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید