معنی مخابره

مخابره
معادل ابجد

مخابره در معادل ابجد

مخابره
  • 848
حل جدول

مخابره در حل جدول

  • فرستادن یا گرفتن خبرها و پیام‌ها با دستگاه‌های مخابراتی
  • فرستادن یا گرفتن خبرها و پیام ها با دستگاه های مخابراتی
مترادف و متضاد زبان فارسی

مخابره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اخبار، ارسال، اعلام، خبررسانی، ابلاغ کردن، تلگراف کردن، خبر دادن، پیامی را با تلفن یا تلگرام‌ابلاغ کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مخابره در فرهنگ معین

  • خبر دادن و خبر گرفتن، مکالمه به وسیله تلفن یا تلگراف. [خوانش: (مُ بَ رِ) [ع. مخابره] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

مخابره در لغت نامه دهخدا

  • مخابره. [م ُ ب َ رَ] (ع اِمص) اخبار و اطلاع بهمدیگر رساندن. (از ناظم الاطباء). ارسال و دریافت خبر. خبری که بوسیله ٔ تلگرام یا تلفن به دست آید و یا ارسال گردد. ج، مخابرات. و رجوع به همین کلمه شود.
    - مخابره کردن، بهم دیگر خبر دادن. (ناظم الاطباء). ارسال خبری به وسیله ٔ تلگراف یا تلفن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مخابره در فرهنگ عمید

  • خبر دادن،

    خبر گرفتن،

    مکالمه به‌وسیلۀ تلگراف یا تلفن،
فارسی به انگلیسی

مخابره در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

مخابره در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

مخابره در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مخابره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مخابره و مخابرت در فارسی: این واژه در تازی برابر است با کشتکاری که کشاورز کاشت و داشت و برداشت را انجام می دهد و از بهره ی کار یک سیم را به روستا خاوند می سپارد در نپی (قران مجید) آمده است: ((انه نهی عن المخابره)) همانا او باز داشت از کشتکاری در زبان فارسی این واژه به جای دخشکر سانی و سرو نیدن (خبر دادن) به کار می رود. ‎ (مصدر) خبر دادن، خبری را بوسیله تلگراف و تلفن ابلاغ کردن، (اسم) ابلاغ خبری بوسیله تلگراف و تلفن. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

مخابره در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید