معنی متفرق

متفرق
معادل ابجد

متفرق در معادل ابجد

متفرق
  • 820
حل جدول

متفرق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

متفرق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پراکنده، تارومار، پاشیده، پخش، پریشان، متشتت، گوناگون، متنوع، منتشر،
    (متضاد) مجموع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

متفرق در فرهنگ معین

  • (مُ تَ فَ رِّ) [ع.] (اِفا.) پراکنده، پریشان.
لغت نامه دهخدا

متفرق در لغت نامه دهخدا

  • متفرق. [م ُ ت َف َرْ رَ] (ع اِ) جای پراکندگی و پراکنده شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). جای پراکندگی. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • متفرق. [م ُ ت َ ف َرْ رِ] (ع ص) پراکنده شده و جدا و پریشان شده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). پراکنده و پریشان و متشتت و کراشیده و متبدد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جدا و علیحده و منفصل و مختلف و ناموافق و پراکنده. (ناظم الاطباء): یا صاحبی السجن ءَارباب متفرقون خیر اَم اﷲالواحد القهار. (قرآن 39/12). لشکری که با او بودنداز مکیدت نصر خبری نداشتند و غافل و متفرق بر عقب او می آمدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 268). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

متفرق در فرهنگ عمید

  • پراکنده، دورازهم،

    (تصوف) ویژگی سالکی که در حالت تفرقه است،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

متفرق در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

متفرق در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

متفرق در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

متفرق در فرهنگ فارسی آزاد

  • مُتَفَرِّق، پراکنده، جدا شونده (یا شده) از یکدیگر، هر یک براهی رونده (یا رفته)، پخش،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه