معنی مترقی

مترقی
معادل ابجد

مترقی در معادل ابجد

مترقی
  • 750
حل جدول

مترقی در حل جدول

  • پیشرفته، دارای پیشرفت و رشد
مترادف و متضاد زبان فارسی

مترقی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پیشرو، ترقی‌خواه، توسعه‌یافته، راقی، راقبه،
    (متضاد) عقب‌افتاده، عقب‌مانده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

مترقی در فرهنگ معین

  • (مُ تَ رَ قِّ) [ع.] (اِفا.) پیشرفته، رشد کرده.
لغت نامه دهخدا

مترقی در لغت نامه دهخدا

  • مترقی. [م ُ ت َ رَق ْ قی] (ع ص) افزون شونده. (آنندراج) (غیاث). بالا رفته. (ناظم الاطباء). صعود کننده. بالا رونده: و بخار نطفه از اوعیه ٔ منی به مصعد دماغ مترقی شد. (سندبادنامه ص 177). همواره در مدارج علو و معارج سمو متصاعد و مترقی باد. (سندبادنامه ص 216). و رجوع به ترقی شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

مترقی در فرهنگ عمید

  • دارای گرایش به پیشرفت، پیشرفته،

    دارای حرکت روبه‌بالا،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

مترقی در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

مترقی در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

مترقی در فارسی به انگلیسی

  • Advanced, Forward, Forward-Looking, Liberal, Progressive
فارسی به عربی

مترقی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

مترقی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ افزون شونده، بالا رونده، پیشرونده پیشرفته (اسم) افزون شونده. ‎، بالا رونده، پیشرفت کننده: کشور های مترقی جهان، ترقی خواه: سیاستمداری مترقی. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید