معنی متانت

متانت
معادل ابجد

متانت در معادل ابجد

متانت
  • 891
حل جدول

متانت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

متانت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سنجیدگی، سنگینی، وقار، وقر، اهسته‌کاری، استواری، نیرومندی
فرهنگ معین

متانت در فرهنگ معین

  • پایداری، استواری، سنگینی، وقار. [خوانش: (مَ نَ) [ع. متانه] (مص ل. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

متانت در لغت نامه دهخدا

  • متانت. [م َ ن َ] (ع اِمص) استواری و محکمی. (غیاث). پایداری و برقراری و ثبات قدم و استحکام. (ناظم الاطباء):
    ای عزم تو بادی که در متانت
    بنیاد چو کوه استوار دارد.
    مسعودسعد (دیوان ص 100).
    چون کاری کند [شیر]. در تقریر فواید و منافع آن مبالغت کنم تا شادی او به متانت رای. خویش بیفزاید. (کلیله و دمنه). و به متانت این دلیل اعتراف نمودند. (لباب الالباب). || رزانت. پخته کاری. جزالت. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و اگر با متانت قلم مهابت شمشیر مقارن و. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

متانت در فرهنگ عمید

  • وقار و سنگینی،

    [قدیمی] محکم بودن،

    [قدیمی] نیرومندی،
فارسی به انگلیسی

متانت در فارسی به انگلیسی

  • Aplomb, Deliberation, Dignity, Grace, Gravity, Moderation, Poise, Reserves, Sang-Froid, Sedateness, Self-Possession, Sereneness, Serenity. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

متانت در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

متانت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • استواری و محکمی، پایداری و برقراری و ثبات قدم و استحکام
فرهنگ فارسی آزاد

متانت در فرهنگ فارسی آزاد

  • مَتانَت، غیر از معانی مصدری، محکمی، سختی، ایضاً در فارسی با تلفظ مِتانَت به معنای سنگینی و وقار مصطلح است،. توضیح بیشتر ...
  • مَتانَت، (مَتُنَ، یَمتُنُ) محکم و سخت بودن، قوی بودن،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید