معنی ماهواره

ماهواره
معادل ابجد

ماهواره در معادل ابجد

ماهواره
  • 258
حل جدول

ماهواره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ماهواره در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

ماهواره در فرهنگ معین

  • (ص. ) مانند، ماه، زیبا، (اِ. ) اجرامی که به مدار زمین پرتاب می شوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطه ای به نقطه دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی. [خوانش: (رِ)]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ماهواره در لغت نامه دهخدا

  • ماهواره. [ماه ْ رَ / رِ] (اِ مرکب) ماهوار. (آنندراج) (ناظم الاطباء). ماهیانه باشد که به نوکران دهند. (فرهنگ جهانگیری). ماهیانه. مشاهره. سرماهی. مهواره. گویا در میان فارسی زبانان هند به معنی ماهیانه و ماهانه است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماهوار شود. || (ص مرکب) مانند ماه. شبیه ماه در درخشندگی. || (اِ مرکب) ماه مصنوعی، قمر مصنوعی اجرامی هستند که از 1957به بعد به مدار زمین پرتاب شده اند و مانند ماه به دور زمین می گردند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ماهواره در فرهنگ عمید

  • دستگاهی که از زمین به‌وسیلۀ موشک به‌ فضا پرتاب می‌شود و در مدار زمین، ماه، یا سیارات دیگر قرار می‌گیرد و برای ارتباط‌های تلفنی، تلویزیونی، عکس‌برداری، هوا‌شناسی، و پاره‌ای امور دیگر استفاده می‌شود، قمر مصنوعی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ماهواره در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

ماهواره در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

ماهواره در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ماهواره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ماهیانه، سرماهی، مشاهره
فارسی به ایتالیایی

ماهواره در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

ماهواره در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید