معنی لیدر

لیدر
معادل ابجد

لیدر در معادل ابجد

لیدر
  • 244
حل جدول

لیدر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

لیدر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پیشوا، رئیس، رهبر، زعیم، قاید، مقتدا
فرهنگ معین

لیدر در فرهنگ معین

  • (دِ) [انگ.] (اِ.) رهبر، سردسته.
لغت نامه دهخدا

لیدر در لغت نامه دهخدا

  • لیدر. [دِ] (انگلیسی، اِ) قائد. رهبر. سائس. پیشوا. پیشوای فرقه: لیدر حزب، رهبر حزب. توضیح بیشتر ...
  • لیدر. [ل َ دَ] (اِخ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در 18هزارگزی جنوب باختری بیرجند. کوهستانی و معتدل و دارای 6 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا پنبه و غلات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لیدر در فرهنگ عمید

  • پیشوا، سردسته،

    رئیس حزب،
فارسی به انگلیسی

لیدر در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

لیدر در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

لیدر در فارسی به عربی

ترکی به فارسی

لیدر در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

لیدر در گویش مازندرانی

  • از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
فرهنگ فارسی هوشیار

لیدر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • کلمه انگلیسی بمعنی رهبر، قائد، پیشوا
فارسی به آلمانی

لیدر در فارسی به آلمانی

  • Lotse (m), Lotsen, Pilot (m), Steuern
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید